نخستین زن نماینده استان مرکزی

 پس از انقلاب اسلامی

نخستین زن دانش آموخته نماینده دو شهرستان

 در مجلس ،از زرند

 

دکترشهلا میر گلوبیات  ، از حوزه انتخابیه شهرستان های ساوه و زرندیه ، با کسب بیشترین آراء به مجلس راه یافت .

دکترشهلا میر گلوبیات به عنوان اولین زن تاریخ انقلاب اسلامی از استان مرکزی، از حوزه انتخابیه ساوه و زرندیه با  بیش از ۴۰ هزار رأی  به مجلس راه یافت.

 وی با 13 نفر داوطلب نمایندگی در ساوه و زرندیه رقابت کرده است.

وی در بهمن ماه سال ۱۳۴۳ در خانواده مذهبی که اهل زاویه زرندبود زاده شد .

 

72608398339795681045.jpg


 خانم دکتر میرگلوبیات پس از پایان تحصیلات متوسطه به استخدام آموزش و پرورش درآمد و مدتی در مدارس جنوب تهران به شغل مقدس معلمی (فیزیک و ریاضی) پرداخت و لیکن به دلیل علاقه فراوان به حرفه مقدس پزشکی در سال ۱۳۶۳ در آزمون ورودی دانشگاه با رتبه A در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد .  پس از فارغ التحصیلی در رشته پزشکی عمومی ،  در مقطع تخصصی در رشته جراحی زنان در دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۷۵ با اخذ رتبه A در برد تخصصی فارغ التحصیل شد. سپس علیرغم اعلام نیاز بیمارستانها و دانشگاه های معتبر تهران به حضور وی ، به علت رتبه بالای علمی و پزشکی در مقطع تخصصی ، ایشان به دلیل علاقه مندی به شهرستان آباء و اجدادی خود یعنی ساوه و زرند ، شهرستان ساوه را برای  خدمات پزشکی انتخاب کرد و هم اکنون ۲۰ سال است که در این شهرستان ها به مردم ساوه وزرند و بخشها و روستاهای تابع آن خدمت می کند.
۲۰ سال سوابق ایشان به عنوان ، ریاست بیمارستان ۱۷ شهریور ، عضو هیات مدیره سازمان نظام پزشکی و مسؤولیت او در کمیسیون بدوی انتظامی آن سازمان و ریاست بیمارستان شهید مدرس ساوه به همراه روابط صمیمانه و عاطفی مردم شهرستان های ساوه و زرند با ایشان ،  بیانگر این حقیقت است که وی چهره محبوب و مردمی کارآمد و وفادار به نظام اسلامی و توده های مردم است.

عناوین و سوابق مدیریتی و اجرایی

- جراح و متخصص زنان و زایمان و نازایی و باروری

ـ اخذ رتبه A در برد تخصصی

ـ عضو هیأت مدیره نظام پزشکی شهرستان ساوه

ـ معرفی از طرف دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی به عنوان پزشک نمونه

ـ رئیس هیأت بدوی انتظامی نظام پزشکی شهرستان ساوه

ـ ریاست بیمارستان ۱۷ شهریور شهرستان ساوه

ـ معرفی از طرف دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی به عنوان مدیر نمونه

ـ اخذ لوح های تقدیر فراوان از طرف ریاست دانشگاه علوم پزشکی و سایر مسؤولان

ـ معرفی از طرف هیأت مدیره نظام پزشکی به عنوان پزشک نمونه

ـ ۲۰ سال خدمت پزشکی به مردم  شهرستانهای ساوه و زرندیه

ـ ریاست بیمارستان شهید مدرس شهرستان ساوه

ـ نفر دوم در انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی در شهرستانهای ساوه و زرندیه

ـ نفر دوم در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در شهرستانهای ساوه و زرندیه

برگرفته از وب سایت دکتر شهلا میرگلو بیات با اندکی ویرایش :
http://mirgalobayat.ir/?p=28

- و اکنون ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ نماینده ی مردم شهرستانهای ساوه و زرندیه درمجلس شورای اسلامی  .

انتخاب خانم دکتر شهلا میرگلّو بیات ، به عنوان نماینده دو شهرستان ساوه و زرندیه ، درمجلس شورای اسلامی  ، سرشار از خیر و برکت باد . امید است ، با عنایت به متعهد بودن ایشان و این که اهل زرند است ، برای دوشهرستان ساوه و زرند ، و ارتقای سطح اجتماعی ، علمی ، فرهنگی و فراهم کردن امکانات پزشکی و درمانی ، آن ، منشأ خدمات ارزنده باشد .


 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 17:41 توسط محمد علی چراغی |

 

 شاعران زرند و خرقان ( 4 )

منصور کیانی ( احمد آباد )

منصور کیانی دانش آموخته ی لیسانس فلسفه و دبیر بازنشسته ی فلسفه، منطق و روان شناسی دبیرستان های زرندیّه در سال 1325 به دنیا آمد . دوران ابتدایی و راهنمایی را با سختی ها و مشقّت فراوان در روستاهای هم جوار محلّ سکونتش گذراند . دوران تحصیل از سیکل تا دیپلم را در قم مقدّس و در جوار صحن مطهّر حضرت معصومه (س) گذراند . او در این دوران با احمد آقا موسوی خمینی ، یادگارِ امام راحل هم کلاس بوده است . کیانی سال های سال با عشق و علاقه با جوانان و نوجوانان این سرزمین در کلاس درس بوده است و اکنون بسیاری از شاگردانش به مدارج عالی تحصیلی رسیده و در کارهای مهمّ علمی، فرهنگی، دینی، صنعتی و... افتخارآفرینی می کنند . کسانی که شاگرد کیانی بوده اند به خاطر ندارند که از او رنجیده خاطر شده باشند و از او به عنوان دوست صمیمی و به نیکی یاد می کنند . او مدّت کوتاهی در سمت های اداری مانند معاون اداره ی آموزش و پرورش نیز، مشغول به کار می شود ؛ امّا خیلی سریع عشق به جوانان و نوجوانان و کلاس درس سبب می شود اداره را ترک کند . کیانی در نامه ای که به مدیرمسؤول و سردبیر دانشوران زرند می نویسد، و به معرفیِ تحقیق و تحلیل خود از شاهنامه فردوسی پرداخته است و در این اثر سترگ ادبی، فرهنگی و تاریخی تدبّر و تعمّق کرده و آن را از آغاز تا پایان داستان رستم و سهراب با توجّه به ظرایف و لطایف و نکات آن که برگرفته از حکمت الهی است بازنویسی کرده است . وی در این تحقیق خود کوشیده تا ثابت کند که اکثر قهرمانان شاهنامه، برگزیدگانی بودند که به مرحله ی اشراق درون رسیده و آیینه ی تمام نمای پرتو ایزدی شده بودند . پهلوانی چون رستم، که خود هفت وادی عشق را در هفت خان، طی کرده قول و فعلش خدایی گشته، در راه مجد وعظمت ایران و احقاق حقوق ملّت و جلب رضای خداوند قدم برمی داشته است .» کیانی در نامه ی خود خاطر نشان ساخته : « شاهان ایرانی، هر زمان که از راه خود دور شده اند، فروغ ایزدی از آن ها رخت بربسته و علاوه بر این که خود گرفتار بلا شده اند، مورد تنفّر پهلوانان، مغان، دانشمندان و ملّت ایران قرار گرفته اند . چنان که کاووس، زمانی که از خرد دور شده، رستم می گوید :

 « چه کاووس، پیشم، چه یک مشت خاک »

کیانی در نامه ی خود اضافه می کند : در این اثر(شاهنامه)، ایرانیان باستان، قوی، کوشا و امیدوار معرّفی شده اند که در صنعت ذوب فلزّات، کشف معادن، کشاورزی، نسّاجی و ساخت بنا و خیابان و شهر و هم از نظر تربیت فرزندان و تولید سلاح سرآمد روزگار خویش بوده اند . »

شعری از وی :

زِ که پرسم آفتابا ، که به رفتنت چه راز است ؟

که چراغِ مردگان را ، به شعاعِ تو نیاز است .

 به که گویم ای بهارم ، که خراب کرده توفان

 طرب آشنای مرغی ، که قَدَر حریفِ باز است

 شبِ من همه سیاه است ، و به روزم اشکِ حسرت

 نرسد به دامنت دست ، رهِ بینِ ما دراز است .

 شب و ظلمت و بیابان ، شده اند زِ ره رفیقان

چو غریبِ کوچه ، کوبم ، درِ هر سرا که باز است .

پس از این غروب ای خور، به کدام ماه دهم دل ؟

به علی اشاره کردی ، همه گفته هات راز است .

کیانی در حال آماده سازی این تحقیق برای چاپ و عرضه به علاقه مندان فرهنگ این مرز و بوم است .

=========================

علی وظیفه دار

علی وظیفه دار ، فرزند زنده یاد اسدالله ، متولد سال 134۳ خورشیدی در مامونیه ، از شاعران قوی و چیره دست و اهل مطالعه ، که افزون بر این که اشعار بسیار قوی دارد ، مهارتی در بداهه سرایی نیز دارد . وی ، اگر چه به فارسی سره ، و با اندک واژه های عربی ، شعر می سراید ، با سبک عموم شاعران برجسته ی تاریخ ادب فارسی آشنایی دارد و توانایی سرودن شعر به سبک فردوسی ، منوچهری ، خاقانی ، حافظ ، و دیگر شاعران را دارد . شعری از وی به سبک فردوسی را می خوانیم :

در وصف فردوسی

درودی بدان اوستاد سخن

چنو کس نداده است ، داد سخن

به رخش سخن تا که بنهاد پای

تو گفتی که رستم بدان بادپای

بتازد به نیرانیان پلشت

همان شِش کند هفت و پس ، هفت ، هشت

به کلکش از این گوی خاکی بکاست

ابَر آسمانش بیفزود راست

چو من زین کنم رخش گفتار را

بدانسان ستایم من آن یار را

که آوازه دارد در این روزگار

به میر سخن ، اینت آموزگار

چنو پارسی گوی روشن روان

ندیده گهنسال و مرد و جوان

که سیمرغ کی خاد گیرد سرش

سزاوار پوپک بود افسرش

جهان جای بودن نبوده است و نیست

که پولاد از این چرخ فرسودنی ست

کجا رفت کاووس گردون سوار ؟

کجا رفت رویین تن اسفندیار ؟

نشان نیست از طوس زرینه کفش

نمانده بجا کاویانی درفش

خوشا نام گوینده دهگان گُرد

که با نام نیکو « زها زه » ببُرد

پس از یکهزار و چهل سال نور

چو شید است ، شهنامه گیتی فروز

مرا مهر فردوسی و پیروان

فکند هاست شوری به جان و روان

بدانسان که گویی به مینو درم

نشاید که بیهوده اندُه خورم.

   ( به پارسی سره )

28 دی 1390

چون آقای علی وظیفه دار اشعار یاد شده را از راه تلفن همراه برای من پیامک کرده بود ، این جانب محمد علی چراغی ، نیز با تلفن همراه به وی پاسخ دادم که چنین است :

کنون خواندم آن چامه ها و سرود

نثار تو کردم هزاران درود

تو را مهر فردوسی ، آن نیکمرد

دل و جان پر از آوا و شور کرد

چو شد باغ شهنامه پردیس من

شکوه همان نامه ، اوج سخن

فزون مهر فردوسیم شد به دل

به دل مهرش از مهر افزون بِهِل

سخن را اَبَر مرد شهنامه گو

به چوگان دانش ، همو رانده گو

زِ شور دلاویز گفتار وی

دلم نغمه پرداز بازار وی

کنون مهر فردوسی نامور

بگویم ، شود مثنوی پر گهر

اگر مولوی ، مرد فرهنگ و شور

که چشم بد از شور شهنامه دور

وَ سعدی ، سخندان بس ارجمند

برافراشت کاخی زِ دانش بلند

چو « آشفته شد طُرّه ی مولوی » *

زِ حافظ تو بشنو، غزل پهلوی

فلک از سرودش بجنبد ، رواست

که شیرین سخن تر زِ حافظ کجاست ؟

چراغی که ایزد برافروخته

هر آن کس که خاموش کرد ، سوخته

۲۸ دی 1390

 

================================

 

سیّد عبدالعظیم میرهاشمی ( صدر آباد )

آقای سیّد عبدالعظیم میرهاشمی در سال 1321 در یک خانواده ی مذهبی سرود زندگی را آغاز کرد . پدر بزرگوارش از روحانیّون و اهل ادب و معرفت بود و تأثیر شگرفی بر او داشت . در سال 1351 با تحصیلات کاردانی وارد حوزه ی خبر و مطبوعات شد و طیّ سالیان متمادی علاوه بر همکاری با نشریّات، در بخش های مختلف مؤسّسه ی کیهان مشغول به کار شد . در همان سال ها موج جوشانی از ذوق و استعداد ادبی را در خود احساس کرد . سرود « ارتش 20 میلیونی »  و سایر سرودهای انقلابی که میرهاشمی سروده بود ،  بارها در دوران دفاع مقدّس از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد . او از سال 1376 به طور جدّی کار شعر و ادب را پی گرفته است و اکنون در انجمن ادبی شهرستان فعّالیت دارد . دغدغه ی میرهاشمی این است که شعرش را به گوش برساند و با همین دغدغه است که هیچ خسّتی از بابت منتشر شدن اشعارش توسّط هر شخصی، نشان نمی دهد . حتّی گاهی با عشق و علاقه، خودش اشعارش را تکثیر و در اختیار عموم علاقه مندان قرار می گیرد . هنوز ، شعری از وی به دستمان نرسیده است .

به چشمانت بیاموز!

بــه چشمـانت بیاموز ای عـزیـزم      که هـر کـس ارزش، دیـدن ندارد

بسـا باشند، چون دیـوان ســرکِش     به هـر عِفــریت، خنـدیـدن ندارد

نگــاه هــرزه هر بی­ســر و پــا         پُــر از شّـراست، پس دیدن  ندارد

امــان از کِیــدو، مَکـر فتنه­جویان        که هـر بـی­ارزش، ارزیــدن ندارد

اگر گوهـرشناسـی، گوهری خـواه     که سنگ پَســت، سنجیــدن ندارد

جواهــر ارزشش، بـا خویش باشد     گُل ار خرزهـره است،  چیدن ندارد

خــدا فرموده، بـدها با بـدانند(1)        بـه خارستـان کـه، گردیـدن ندارد

تو گر نیکـی، به نیکویـان(2) بپیوند     که از نیکـان، ضـرر دیــدن ندارد

بگفتا سَیّـــد این ابیـات از مهــر        به لحنـی (3) که،  نفهمیــدن ندارد

 1 – سوره نور آیه 26

=============================

 

ولي الله صفري ( تقلید آباد )  

 

82851038467577988391.jpg


ولي الله صفري در سال 1329 در روستاي تقليد آباد زرند متولد شد . پس از گذراندن پايه ي نهم مدرسه ، براي ادامه ي تحصيل در رشته ي ديپلم ادبي به ساوه رفت و در سال آخر برسر مسايل مذهبي با يكي از دبيران خود بحث و مجادله كرد كه  به اخراج او از مدرسه منجر شد . وي از كودكي علاقه به شعر و شاعري داشت  و اشعار ي مي سرود . در سال 1379 مجموعه ي اشعار خود را با عنوان « نواي محبت » منتشر كرد كه بيش از 200  عنوان شعر در قالب هاي مختلف است . وی مجموعه ی شعر دیگری نیز منتشر کرده است .

چند بيت از اشعار او را در وصف زرند ( با اندكي ويرايش ) نقل مي كنيم :

خوشا بوستان ها و باغ زرند

خوشا آن كه گيرد ، سراغ زرند.

خوشا دشت و هامون و آن گلشنش

كه پيوسته پر گل بود دامنش

خوشا آن كه دارد به خاكش نظر

خوشا آن كه قدرش بداند چو زر

ز مردان خيّر بود مفتخر                                          

همه مرد و زن يكسره باهنر

« ولي الله» از مردم اين ديار                                               

به نظم آفريده بهشت و بهار

============================

روح الله شیر اوژن ( پرندک )

روح الله شیراوژن ( متخلص به حکمت )  در سال 1366 در خانواده ای مذهبی و هنردوست به دنیا آمد . تحصیلات خود را تا دیپلم در زادگاهش پرندک گذراند . تحصیلات دانشگاهی خود را تا لیسانس مدیریّت دولتی در شهرستان ساوه ادامه داد .

آید این باران

که می شوید همه زنگار را

از رخ پست زمین کج مدار

این همه کینه ،عداوت ،دشمنی

این همه قلب سیاه و آهنی

کوله باراش را براندازد به دوش

راه رفتن پیش گیرد زین دیار.

بسته باید چترها را جملگی

تا نَمی،باران ببارد روی سر

شاید این عقل فسرده ،خفته ناک

این پریشان ذهن مست سرقتی

وارهد از ننگ سخت قرمطی

      یکشنبه هفدهم بهمن 1389

===================================

محمّد دلیریان ( خشکرود )

محمّد دلیریان متولّد سال 1367  است . اوّلین شعرش آذر 86 به چاپ رسیده است . . تخلّص او در شعرش « رها » است . وی فوق دیپلم حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرندیه است . شعری از او را می خوانیم :

 آسمان اشک نریز ، که زمین سیراب است

نان گران است ولی جان ارزان

تن عریان ارزان.

چشم ، میراث تماشاست ولی

 چشم حیران ارزان

چاره ی کار ، بریدن ز همه عاطفه هاست ،

وگر این است که درمان ارزان

خواب دیدم که خدا آمده بود

گله می کرد . شما خندیدید .

و خدا گفت که ایمان ارزان

رفتن از پایه ی پیمان ارزان

حیف دیگر که گلی باز نشد

ورنه در گوشه ی بازار خیال

مرد کوری می گفت :  

بشتابید که گلدان ارزان

خانه آباد شد از خونِ جگر خوردن ها

نکنید اینهمه ویران ارزان

تیر آرش ز کمان جَست و به آرش می گفت :

می فروشند تو و خاک دلیران ارزان

اشک چون سیل روان است ز چشمان خدا *

گله ای نیست. همین است که باران ارزان .

آخرِ شعر من این است که :  هشیار شوید

جوجه را آخر پاییز شمارید ، زمستان ارزان

................................

* این بیت ، یادآور شعری ست از  حکیم محتشم کاشانی ، در ترکیب بند معروف وی که در رثای شهیدان کربلا سروده  :

هست از ملال گر چه بری ذات ذوالجلال -

او در دل است و هیچ دلی بی ملال نیست .

==================================================

مهدی اسماعیلی ( قاسم آباد )

 مهدی اسماعیلی در یکم مهرِ 1371در قاسم آباد زرند به دنیا آمد . دیپلم ریاضی فیزیک گرفت ودر حال حاضر ( مرداد 1390 )  دانشجوی فیزیک هسته ای دانشگاه یزد است . با تشویق دبیر ادبیات از سال دوم دبیرستان شروع به شعر گفتن کرد. در دوران تحصیل در ساوه درجلسات انجمن ادبی سلمان ساوجی شهر ساوه شرکت کرد .. او در همایش ها و مسابقات بسیاری شرکت و رتبه کسب کرده که می توان به موارد زیر اشاره کرد :

برگزیده کشوری مسابقات شعر دانش آموزی آموزش و پرورش در سالهای1388 و 1389  (در همدان واصفهان) ،

 برگزیده کشوری شعر دانش آموزی سوگواره عاشورا (اتّحادیه انجمن های اسلامی) در سال 87  ،

 نفر دوم شاعر برترنوجوان سال در بخش شعر آیینی در همایش بزرگ خانه قلم اسفند88  ،

 نفر اول شعر دانش آموزی جشنواره خوارزمی در استان مرکزی در سال 89   برگزیده هشتمین همایش عطر یاس ساوه ،  برگزیده دومین و سومین همایش انتظار زرندیه ،  برگزیده 2 همایش شعر آزاد و شعر انقلاب در خمین در سال 1389  ،  برگزیده شعر خوارزمی جوانان در استان مرکزی در سال 89  

از اشعارِ وی :

گاهی بیا بتن ، تنِ تفتیده ی مرا ،

 گاهی گره بزن ، بدنِ این کلاف را

لب جیغ سرخ تو سر سبز اجاق ها...

 یک استکان از آن دهنت سر بکش مرا

□□

من شاعرم میان خودم راه می روم ،

یک حرف مانده در دهن شهرهای دور

من شاعرم اصالت من رد پای ... آه!

در شاهراه گم شده ی هر چه باد ها

من را به مرد آینه ها ربط داده اند

 افتاده حجم دخترکان روی سینه ام

در زیر روسری ، نفسم تنگ می شود

سودابه ای که پر شده در وسعت هوا

من امتداد آن دو مسیر موازیم

 اصلا شبیه دایره ها حرف می زنم

در انتظار نقطه ی گیجی که می رسد

 و داد می زند که آقا ! هی! شما ! کجا !؟

 گاهی به متن قصه ی هابیل می رسم

 چاقو بلند می شود ودور می زند

می رقصد و غروب به پایان نمی رسد

 در استعاره های سیاه کلاغ ها

=============================

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 17:39 توسط محمد علی چراغی |

 

* درگذشت مرحوم مشهدی دین علی شعبانی ، اهل قاسم آباد بالا ( ۲ اسفند ۱۳۹۰ ) را به خانواده ی آن مرحوم ، از جمله آقای ابوالفتح شعبانی ، دبیر و دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی ، صمیمانه تسلیت می دهیم . جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی .

* درگذشت مرحوم مشهدی علی اکبر راسخ ( ۳ اسفند ۱۳۹۰ ) ، را به خانواده ی آن مرحوم ، از جمله به دوست مان آقای حسن راسخ و آقای پیمان راسخ ، دانش آموخته کامپیوتر ، صمیمانه تسلیت می دهیم .

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 9:14 توسط محمد علی چراغی |

 

 

گفت و گو

ساخت و ساز شهری و دشواری های شهرداری مامونیه

در گفت و گو با شهردار  و

 

53133867296898081030.jpg


 دانشوران زرند - جناب مهندس عبادی ، تلاش و مسؤولیت پذیری تان در این یکی دو سال اخیر در شهر مامونیه ، ستودنی ست .این شهر هم مانند همه ی شهر ها ، طبعاً مشکلات و مسائل و معضلاتی دارد , و به موازات گسترده شدن و افزایش جمعیت ، مشکلاتش هم افزون تر می شود . معضلات عمده ی فعلی شهر چیست ؟

مهندس عبادی : اوّلین  مشکل ما ، نبود درآمد است و با نبود درآمد ، هیچ کار عمرانی و خدماتی نمی شود کرد .

 

12807374911961779662.jpg


دانشوران زرند – برای حلّ این مشکل چه تمهیداتی اندیشیده اید ؟ و چه منابعی یافته اید یا در صدد یافتن آن هستید ؟

مهندس عبادی : یکی از منابع درآمد توسعه ی حریم شهر است که البته از نیاز های مردم نیز هست . با توسعه ی حریم شهر و الحاق شهر صنعتی مامونیه به حوزه ی شهری ، که موجب گرفتن عوارضِ قانونی می شود ، تا حدودی درآمد هایی کسب می شود و مشکلاتی حلّ می گردد . اقداماتی صورت گرفته و مکاتباتی شده و اکنون در کمیسیون مادّه ی پنج مسکن و شهرداری دفتر فنّی ، که زیر نظر معاون عمرانی استانداری ، تشکیل می شود ، در دست بررسی ست ؛ که پس از تصویب به شورای برنامه ریزی استان ارسال می شود و به شهرداری ابلاغ می گردد . شورای شهر و شهرداری برای پیگیری این موضوع تلاش و فعالیت مستمرّ داشته اند و  همواره از حقّ و حقوق شهروندان ، دفاع کرده اند .

ایجاد مراکز تجاری توسّط بخش خصوصی و یا با مشارکت شهرداری ، راه دیگری برای کسب درآمد برای شهرداری ست .

یکی دیگر از طرح های ما ، تأسیس هتل آپارتمان و مرکز تجاری شهرداری ست ؛ ایجاد جایگاه C.N.G  ( کنار گورستان ) از اقدامات دیگر ماست .

در آینده ای نه چندان دور ، با آماده شدن جای جدید آتش نشانی ، در محلّ فعلیِ آن ، میدان میوه و تره بار ، احداث می شود و این هم منبعی برای درآمد است .

ایجاد نمایندگی سایپا با مشارکت شهرداری ، از طرح های دیگر ماست .

دانشوران زرند – طرح های بسیار قابل توجّهی است ؛ مشکلات دیگر چیست ؟

مهندس عبادی – از مهم ترین مشکلات ما ، آب است ؛ آب برای آبیاری فضای سبزِ شهر. عدم کفایت آب ، مانع توسعه ی فضای سبز و باغشهر های مورد نظر ماست ؛ که به فکر جدا سازی آب شرب از آب آبیاری هستیم .

دانشوران زرند – برای حلّ این مشکل چه کرده اید ؟

مهندس عبادی – کار های مطالعاتی شده و یک حلقه چاه هم برای فضای سبز حفر شده است . پساب تهران که قرار بود برای فضای سبز ، به مامونیه انتقال یابد ، با این اقدام ، منتفی خواهد شد . امیدواریم بتوانیم ، از طریق مدیران و مسؤولان محترم وزارت نیرو ، این مشکل را حلّ کنیم .

مطلب دیگر این که ، ما باید بتوانیم ، سرمایه داران زرندی و مامونیه ای را تشویق به سرمایه گذاری در شهر و در نتیجه ایجاد درآمد و اشتغال کنیم .

دانشوران زرند – جناب مهندس عبادی ، فکر می کنم یکی از معضلات شهر ، نابسامانی ساخت و ساز و ناهمگنی و رعایت نشدن برخِ اصول شهرسازی و معماری و طرّاحی و حتّا سازه است ؛ و اعمال سلیقه های شخصی به این ناهمگنی ها شدّت می بخشد ، که بهتر است کارشناس فنّی شهرداری ، و عضو شورا و عضو کمیسیون فنّیِ  شورا پاسخ یا توضیح دهند . آقای مهندس وفا ، یا خانم مهندس گل کار

 

73150114093712833861.jpg


- مهندس گل کار : نظام مهندسی ما نوپاست .که باید ارکانش تقویت شود .

دانشوران زرند : لطفاً کمی در باره ی پیشینه و ساختار آن بفرمایید .

- مهندس گل کار : نظام مهندسی زرند ، رسماً از سال 1388 آغاز به فعالیت کرده است .رییس آقای مهندس عبدالعظیمی ، و 5 نفر دیگر اعضای هیأت مدیره و خزانه دار و ... هستند .

دانشوران زرند : چه گونگی شکل گیری آن ؟

مهندس وفا : قبلاً نظام مهندسی زرند و ساوه یکی بود . با عنایت به درخواست مردم ، مسؤولان شهرستان و اعضای شورای شهر مامونیه و شهرداری  ، به ایجاد نظام مهندسی شهرستان زرندیه نظر داشتند ؛ که ایجاد شد . 4 – 5 تن از اعضا زرندی هستند . از زمانی که نظام مهندسی ایجاد شده ، اصطکاک ها با مردم در ارتباط با ساخت و ساز برطرف شده است ؛ و کسی که نقشه داده و مهر کرده بر ساخت نظارت می کند .

 دانشوران زرند : آقای مهندس عبادی ، آیا در نقشه ی مصوب شهرداری ، نمای ساختمان  ، که چه گونه باشد ، با چه مصالحی باشد ، ذکر نمی شود ؟ آیا به موقعیت اقلیمی محلّ ، که آب و هوای خشک دارد یا مرطوب است ، یا معتدل است ، یا کویری است ، توجه نمی شود ؟ آیا  در مناطق خشک ، کاربرد سنگ گرانیت در نمای ساختمان ، اصولی است ؟ آیا به منظر شهری توجه می شود ؟

مهندس عبادی : کمیسیون سیما و منظر شهری در استان در حال تشکیل است و آیین نامه ها در حال تصویب است که به این مسایل رسیدگی و اعمال نظر می کند .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 18:51 توسط محمد علی چراغی |

 

 اخوانیات و شادباش

اشاره – یاسر توکلیان به سلامتی ازدواج کرد و زندگی مشرک با همسر خود را آغاز کرد . مبارک باد . روز 7 بهمن که کارت دعوت وی به دستم رسید ، شاد شدم و بی درنگ گوشی تلفن همراه را برداشته پیامکی منظوم برایش فرستادم که چنین است :

 

65870563861182907306.jpg

 

یاسر آن مرد سخندان که زِ غم رست امروز

او زِ یاران موافق ، همه بگسست امروز

چون زِ بزم همه یاران و رفیقان بگسست

به پریچهره ی خوشروی بپیوست امروز

در میان گل و گلشن زِ همه دل برکند

نزد آن یار پریچهره چو بنشست امروز

گر بیاید پس از این سوی رفیقان ، گاهی

« همه دانند که در باغ گلی هست امروز » 1

« به چراغی مددی گر بکند » 2  لطف خدا

او زِ آفات جهان تا همه وقت رست امروز .

 

یاسر دو روز پس از شعر من که گویا فرصتی یافته بود پاسخ مرا پیامک کرد ، که چنین است :

هر گل تازه و زیبا که به دست است امروز

پیش یاران موافق بشود پست امروز

شعر ناب تو که چون باده ی ناب است امروز

کرده ام از سرِ خمخانه ی خود مست امروز

رقم مِهر شما ، مُهر دهان است مرا

پوزشی ، این دو سه ، گر از قلمم جست امروز

محفلی را که « چراغی » بکند نورانی

کج دلم گر ندوم بر درِ آن مست امروز

کار این چرخ فلک ، یکسره بیداد بود

تیر خونریز قضا ، گر چه دلی خست امروز

گر بیایی و قدم رنجه کنی در مجلس

« همه دانند که در باغ گلی هست امروز » 1

درود بریاسر توکلیان ، که در شعر ذهنی وقّاد ودستی توانا دارد .

 .............................................

۱ ) ؟

۲ ) حافظ : مددی گر به چراغی نکند آتش طور - چاره ی تیره شب وادی ایمن چه کنم ؟

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 13:18 توسط محمد علی چراغی |

 

 

زرند شناسی

اشاره – استاد ایرج افشار ، در کتاب « گلگشت وطن » ، که به قول خودش « سفرنامچه » اوست ، گذری کوتاه به « هجیب » داشته و یادداشت کوتاهی هم نوشته است ، که با هم می خوانیم :

 

هجیب

« اشتهارد را گذراندیم و نزدیک بویین ، به راه هجیب راندیم .در اوایل جاده ، دو آبادی بالا و پایین هست ، به نام «پته کو » 1 . سال ها پیش ، شبی را درآن جا گذراندیم .چه بیچاره دهی ؛ اما چه خوش منظره . در هجیب نان خریدیم .ده دقیقه ای با مردمی که در سایهِ دیوار نشسته بودند ، صحبت کردیم . کاروانسرای زیبا و عجیب هجیب ، به همان ویرانگی پیشین باقی است . الهی عزت الله نگهبان 2 ، زنده باشد که موجب شد کمی به آن رسیدند . از هجیب در آمدیم . سمت چپ جاده ، در پنجاه کیلومتری ساوه .... بقایای کاروانسرایی آجری دیدم ، این کاروانسرا ، نامش ..... 3  است . »           صص 19 – 20

 

32962643815559319922.jpg

 

دانشوران زرند :

1 - تپه پته کوه در شهرستان بوئین زهرا، روستای پته کوه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۱۵۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .( ویکی پدیا ) .

این تپه و روستا در راه بویین به سوی هجیب در 50 درجه و 7 دقیقه طول جغرافیایی و 35 و 36 دقیقه عرض قرار دارد .

2 - عزت‌الله نگهبان، در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در اهواز به دنیا آمد. تحصیلات خود را در دبستان جمشید جم و دبیرستان فیروز بهرام و مدرسه فنی آلمانی در تهران به پایان برد. او در سال ۱۳۲۸ در رشته باستان‌شناسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. در سال ۱۳۲۹، وارد مؤسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو شد و در مدت چهارسال مدرک فوق لیسانس این دانشکده را از آن خود کرد. طی این سال‌ها با راهنمایی رونالد مک‌کان به بررسی سیر سفال نخودی‌رنگ در منطقه خوزستان پرداخت و اطلاعات بسیاری در این زمینه جمع‌آوری کرد که حاصل آن را در نهایت در رساله خود تدوین کرد.

مهم‌ترین سهم دکتر نگهبان در پیشبرد باستان‌شناسی ایران، ایجاد کارگاه دایمی در دشت قزوین برای فعالیت‌های باستان‌شناختی دانشگاه تهران و تربیت دانشجو در این کارگاه است.

دکتر نگهبان، یکی از سرسخت‌ترین مدافعان منظم‌کردن فعالیت‌های مربوط به باستان‌شناسی بوده‌است. بسیاری او را دشمن بزرگ قاچاقچیان و دلالان عتیقه در ایران می‌دانند. نگهبان در پنجمین کنگره بین‌المللی باستان‌شناسی و هنر ایران در سال ۱۳۴۷، مقاله‌ای ارائه داد و در آن ماده‌ای پیشنهاد کرد که بر اساس آن خرید و فروش اشیای باستانی به صورت غیرمجاز و از طریق قاچاق ممنوع اعلام شود و کنگره را ملزم به صدور قانونی در این زمینه کرد. وی با ارائه این مقاله، نقش اساسی در تصویب قطعنامه محکوم‌کردن قاچاق و فروش اشیای عتیقه داشت.

 کاوش‌های وی در قالب مقاله، گزارش و کتاب، همواره مورد توجه باستان‌شناسان بوده‌است.

فعالیت‌های باستان‌شناسی دکتر نگهبان باعث شده‌است تا به وی لقب پدر باستان‌شناسی ایران داده شود.

عزت الله نگهبان در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ پس از مدتها بیماری در آمریکا درگذشت.

منبع : وب دانشنامه ویکی پدیا

3 – نویسنده نام کاروانسرا را نبرده و ندانسته که البته همان « کاروانسرای شاه عباسی » خشکرود است . پس استاد افشار تا نزدیکی های خشکرود هم آمده و راه بویین زهرا را تا راه تهران ساوه و سپس به سوی ساوه راهی شده است .

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 10:49 توسط محمد علی چراغی |

 

 

اولین جلسه شورای اداری جوانان در شهرستان زرندیه برگزار شد.
فرماندار زرندیه در اولين جلسه شوراي اداري جوانان شهرستان زرندیه با اشاره به نقش ارزنده جوانان در شكل گیری انقلاب اسلامی گفت: در تمامی صحنه های مهم از جمله پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس جوانان نقش موثری را ایفا كردند.

دکترهدایتی همچنین افزود : پیشرفت و موفقیت های صنعت هسته ای امروز كشورمان مرهون همت و تلاش جوانان این مرز و بوم است .

مشاور استاندارِ استان مركزی اظهار داشت: حضور مشاوران جوانان به همراه مسوولان درجمع مردم و مشاورت آنان در امورنقش مهمي در رفع مشكلات و راهگشايي امور جوانان دارد.

حمید پاكپور با تاكيد بر نقش جوانان در جامعه افزود : نقش جوانان هميشه و همه جا بويژه در مسايل سياسي، اجتماعي ، علمي و اقتصادي از اهميت ويژه اي برخوردار بوده و هست و بايد به اين نقش اهميت داد

وي در ادامه تصریح کرد : جوانان مي توانند نقش كليدي در برگزاري انتخاباتي پرشور و با نشاط در كشور داشته باشند. 24 بهمن 1390

http://zarandieh.ostan-mr.ir/

یادواره 44 شهید شهر زاویه زرندیه برگزار شد
همزمان با دهه فجر انقلاب اسلامی، یادواره 44 شهید زاویه شهرستان زرندیه با حضورخانواده معظم شهدا، جانبازان، اقشار مختلف مردم و جمعی از مسئولان این شهرستان برگزار شد.

14 بهمن 1390 

 

پروژه مصلی بزرگ  شهرستان زرندیه
بمناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی پروژه مصلی بزرگ  شهرستان زرندیه با حضور جمعی از مسولان شهرستان در مامونیه مرکز شهرستان  کلنگ زنی شد .

14 بهمن 1390

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 15:42 توسط محمد علی چراغی |

 

درگذشتگان

* درگذشت مرحوم احمد راسخ ، فرزند مرحوم محمد رضا را - که پس از چند سال بیماری بر اثر سانحه ی رانندگی - در ماه دی ۱۳۹۰رخ داد ، به خانواده ی آن مرحوم ، بخصوص به دوست عزیزمان مهندس حمید راسخ ، صمیمانه تسلیت می دهیم .

* درگذشت مرحوم حسین کارگر را به خانواده ی آن مرحوم و بستگان وی از جمله به آقای محمد کارگر ، صمیمانه تسلیت می دهیم .

* درگذشن بانو عذرا طاهری را به خانواده های هزاری ، شمس زرندی ، قدمزن و طاهری ، صمیمانه تسلیت می دهیم .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 9:33 توسط محمد علی چراغی |

 

  

علی کمالی ( بند امیر - خرقان )

( 1323 – 1375 )   

 

 

06495063166369005477.jpg

 

 

دکتر علي کمالی نويسنده، فولكلور شناس، حقوقدان
و محقق ترك، به سال 1323 ( برابر با ماهِ مارس 1944 میلادی ) در روستاي "بند امير" واقع در منطقه خرقان زاده شد .

. مرحومِ پدرش « اکبر » مرحوم مادرش « عذرا سعیدی » اهلِ مصرقانِ خرقان ، بودند . پدرش کشاورز بود و او نیز در امر کشاورزی و دامداری به او کمک می کرد و همزمان در مکتب خانه ی روستا درس می خواند.تا ده سالگی نزد ملّای ده، عمّ جزء قرآن، گلستان سعدی و کلیله و دمنه را خوانده است .  دوران ابتدایی و دبیرستان را در ساوه و تهران و در مدرسه ی دارالفنون گذراند . سال 41 تحصیل در رشته ی حقوق قضایی را شروع و در سال 45 مدرک لیسانس حقوق قضایی گرفت . سپس در سال 49 موفّق به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته ی علوم جزایی گردید . خدمت نظام وظیفه را با تدریس علم حقوق در دانشکده ی افسری گذراند و از سال 1348 تا اواخر عمرش به وکالت دادگستری اشتغال داشت  .وی بیشتر به زبانِ ترکی شعر سروده است . دیوانِ حکیم تیلیم خان را گرد آوری وچاپ کرده است . گویشِ ترکیِ و فرهنگِ مردمِ ( فولکلور ) استانِ مرکزی را گرد آوری کرده است .  به دلیلِ یک اثرِ علمی در باره حکیم تیلیم خان ، از سویِ آکادمی علمی نظامیِ آذر بایجان انستیتو علمیِ شوروی تأییدیه گرفت . ( 3 / 6 / 1966 ) .  بنا به بعضی گفته ها و نوشته ها ، علی کمالی ، بیوگرافی و اشعار بیش از سیصد و پنجاه شاعر ترکی گوی را از مناطق شرقی آذربایجان و عراق عجم، خراسان و ... گردآوری کرده بود . متأسّفانه حتّی یک صدم آثار این محقّق تاکنون منتشر نشده است . اوّلین شعر را در سن 8 سالگی سروده است . بیشتر اشعار او در دوران دانشجویی کمالی که سال های 41 تا 49 را دربرمی گیرد سروده شده است . و سال های دوران وکالت دادگستری که از سال 49 شروع شده، مجال پرداختن به شعر را برای او کمتر داده است . 

 كتاب « انقلاب » اثری پربار از اوست . ايشان در این کتاب تمام دیوار نوشته ها و شعارهای رایج در انقلاب را در 550 صفحه گردآوری کرده­ است. اهمّیّت این كار از این روست که گردآوری آن در سال 57 – 58 و در بحبوحه و روزهاي اوّل انقلاب انجام شده است. مؤلّف تلاش كرده است تا مطالب  خود را بر حسب موضوع شعارها  تقسیم نمايد و از این جهت به راحتی می توان با مراجعه به عناوين آن، اطّلاعات ارزشمندي به دست آورد.  به عنوان مثال بخش مفصّلی از آن درباره ی  شاه و خاندان سلطنتی است و بخشي نيز به فلسطین، اسرائیل، امریکا، روسیه و ... اختصاص يافته است و بخشي نيز درباره ی چهره های انقلابی مانند امام خمینی، بازرگان و ... است.  این کتاب علاوه بر اهمّيّت تاريخي خود، به خاطر انعكاس ادبيات عاميانه از نظر ادبی نیز بسيار ارزشمند مي باشد.

كمالي از دوران كودكي به شعر و شاعري علاقمند بوده و با تخلّص « نفله» و « آق كمال» شعر طنز مي سروده است. برخي از اشعار وي در مجلّه ی توفيق به چاپ رسيده است. مجموعه اشعار وي بعدها به عنوان « نفله »  در كتاب مجزّا در سال 1358 چاپ شده است. علاقه و اشتياق زياد به  تيليم خان كه در نيمه دوم قرن هجدهم مي‏زيسته و اشعار هجايي مي سروده است وي را به سوي تحقيقات ادبي و شعر شناسي سوق داده است. تيليم خان در روستاي « مراغه»  چشم به جهان گشوده است . کمالی به جمع آوری اشعار تیلیم خان بسیار علاقه نشان داده و فعّالیّت های زیادی در این زمینه داشته است .

علاوه بر این علي كمالي  به عنوان يك محقّق و حقوق دان، يكي از شخصّيت هاي علمي و فرهنگي است كه در خصوص فرهنگ و ادبيات تركي در فعّاليّت چشمگيري داشته است. يافته هاي وي بيشتر در مجله وزين وارليق به چاپ می رسید .

دیوان تقریباً کامل تیلیم خان و ده ها اثر دیگر ایشان جزء آثار منتشر نشده ای هستند که جامعه ی ادبی چشم به راه انتشار آن هاست . مرحوم علی کمالی در سال 1375 روی در نقاب خاک کشید .

شعری از علی کمالی :

 هر چه رقصیدم به ساز مردم دوران بسه

 هر چه گفتم برکس و ناکس « بلی قربان» بسه

 بانگ « لنگش کن» زنم، زین پس کنار گودها

هر چه من کشتی گرفتم با جوانمردان بسه

 میل دارم هر که خر شد من شوم پالان او

 آن همه از خر حمایت کردن انسان بسه

 هر کسی افتاده باشد می کشم از پای او

 دستگیری از فقیر و خدمت نادان بسه

 هر که بر گوشم زند محکم به گوشش می زنم

 پند عیسی را شنیدن تا همین الان بسه

هر که اندازد کلوخم می زنم سنگش به سر

 همچو پتکی بود باید حالت سندان بسه

 ریش آن کس را که می خندد به ریشم می کنم

 حرمت بیهوده بر ریش بز چوپان بسه

 مستمع باید شوم گوینده بودن ابلهی است

 آلت دستم اگر کردند چون فرمان بسه

 هر کجا بینم کتابی پاره اش خواهم نمود

 زندگی در عالم رویا برادر جان بسه

منابع : 1 )  . http://az.wikipedia.org  )

2 ) از متنی که آقای شجاعیان ، دانشجوی ارشد زبان و ادبیات فارسی برای پایان نامه ی خود پژوهیده و برای این نگارنده فرستاده بود ، نیز ، بهره مند شده ام .

 

* حمیدكرمي

 

 

42526961350357650368.jpg

 

 

حمیدكرمي از شاعران ، محققان و نويسندگان، اندیشه مندان و چهره های ادبی  برجسته  ، در سال 1340 زاده شد ؛ وی ، اهل روستای سرسبز و دلنشین ِویدر است   . وی مصحح است و تحقیق هایی دارد که منتشر نشده است . کتابی درباره ی « انقلاب اسلامي ايران و طيّب »  را آماده چاپ کرده که در انتظار كسب مجوّز است .  چند رمان ديگر نيز آماده چاپ داشته است . برخِ از كتاب هاي منتشر شده او عبارتند از :

1 - « بر شانه‌هاي كوهستان »

2 -  « سايه روشن‌هاي ويدر» *، مجموعه ی شعر ، به فارسی و گویش ویدری ، از انتشارات همسایه ( قم ) ،1377

3 - « حكايت‌هاي شاعران» 

4 -  تصحيح ديوان ناصرعلي فرهندي از شاعران پارسي‌گوي هند .

5– شگفت مثل تماشا ( مجموع اشعار دفاع مقدّس ) ، انتشارات « تجلّی مهر » 

کرمی ، یکمجموعه ی شعر نیز زیر چاپ دارد :

6– در رکاب آفتاب ( مجموع اشعار عاشورایی )

 وی در فروردین 1390 در 49 سالگی درگذشت .

 غزلی از وی را می خوانیم :

  شب آیینه ها

سکوت پنجره بود و صدای مبهم باد

گلوی زخمی باران ترانه سر می داد

بر آتشی که نشستیم از تب داغت

امید عافیتی نیست، هر چه باداباد

کویر، باور چشمان خسته ی من بود

و بوی غربت تبعید با تو در میعاد

ز داغ سینه ی من جاودانه شد آتش

چو بیستون که پر آوازه گشت از فرهاد

شب شکفتن شعرم حضور سردی داشت

چو رقص حادثه ای در سحرگه میلاد

دلا! که در شب آئینه ها درخشیدی

طلوع صبح پریشانیت مبارک باد

 

چند بیت از منظومه ی بلند « آوار شب » ( شامل 153 بیت ) مندرج در کتاب « سایه روشن های ویدر » را با هم می خوانیم : ( در نشریه ی دانشوران زرند ، زمستان 1389 چاپ شده است . )

ویدر * از آیینه و باران پر است

روحش از نبض سپیداران پر است

مردمانش بوی باور می دهند

بوی مردان دلاور می دهند

دشتشان از لاله و مریم پر است

باغشان از شورشبنم پر است

گریه با چشمان نرگس می کنند

نغمه های عشق را حسّ می کنند ....

سال ها در خلوت آن روستا

می نشستم در حضور برکه ها

می سپردم دل به خواب درّه ها

می دویدم تا صدای برّه ها

در نگاه سفره ام نان بود و بس

در بساطم فقه و عرفان بود و بس

من در آنجا شور خاقانی زدم

حرف های نغز و عرفانی زدم

من ز شور حافظ و سعدی پرم

مرد مولاناییم ، آتش خورم 

 بیدل عزلت نشین ویدرم

عطر از عطّار عارف می خرم

بوعلی سیناست در آیینه ام

مکتب صدر است عمق سینه ام

گر چه صد خیّام ، در من ظاهر است

شعر من هم زخم باباطاهر است ...

کاشف آلاله های ویدرم

دشمن شمشیر های قیصرم ...

سینه ام امشب چه غوغا کرده است

منبری از داغ برپا کرده است ....

یک عطش چشمان سردم تار شد

شهر در داغِ دلم آوار شد ...

شهرِ کثرت داغِ بی دردی گرفت

کوچه هایش رنگِ نامردی گرفت ...

دوست دارم راهیِ ویدر شوم

در شبِ مهتابی اش اختر شوم

ویدر از آیینه خالی مانده است

خیره برگل های قالی مانده است .

حمیدكرمي ، « کاشف آلاله های ویدر » ، افزون بر این که از اندیشه مندان و ازچهره های برجسته ی ادبی کشور است ، می تواند یکی از مفاخر شهرستان زرند و استان مرکزی نیز باشد .

 * ویدر از روستا های بخش خرقان در شهرستان زرندیه پس از تقاطع راه بویین زهرا و خشکرود زرند بر سر راه خرقان و نخستین روستا قرار دارد  .

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 19:5 توسط محمد علی چراغی |

 

  شاعران زرند و خرقان

تهیه و تنظیم : محمد علی چراغی

 

اشاره شاعر ، به مفهومِ کسی که ذهنِ منظوم و موزون داشته باشد ، در دو بخشَ زرند و خرقان – که از سالِ 1381 از شهرستانِ ساوه منفکّ شد و تشکیلِ شهرستانی به نام ساختگیِ « زرندیه » را داد – بسیاری را می توان یافت ؛ امّا شاعر به معنیِ کسی که دارایِ ذهنی سیّال ، آفریننده و سرشار از تصویر های خیال باشد و از روحی حسّاس و عاطفی برخوردار باشد ، کم یافت می شود . با این همه انگشت شمار شاعرانی را می توان نام برد . به تنی چند اشاره می شود و اشعاری از آنان آورده می شود . شاعران به ترتیبِ تاریخ و تقدّم و تأخّرِ هنگامِ تولّد آورده شده است . با احترام و خضوع در برابرِ همه ی شاعران . کفتنی ست که « شاعران زرند و خرقان » بخشی از دفتر هفتم کتاب « زرند شناسی » اثر محمد علی چراغی ست که در دست صفحه آرایی ست :  بهار 1390 خورشیدی )

1 ) محمد حسن صفايي  ( زاویه )

مرحوم حاج محمد حسن صفايي تنها ، فرزند ملّا زین العابدین در هشتمِ رمضانِ 1308 هجریِ قمری برابربا سالِ 1268 خورشیدی ، در زاویه زرند در یک خانواده ی مذهبی زاده شد . وی در نزدِ پدرش - که خود « ملّا » بود – با سواد شد و دانشِ حوزوی و همچنین عربی و دانشِ عروض و شعر و ادب را فرا گرفت . صفایی از حافظه ی سیّال و صدایِ مطبوع ( که مناجات می کرد و اذان می گفت ) و طبع شعر و خطّ خوش برخوردار بود . خيب های خوشِ وی زینت بخشِ خانه های مردم زاویع بود . وی مدح و مرثیه های فراوانی برای ائمه ی اطهار می سرود و در مساحد می خواند .  ديوانِ شعر وی با عنوانِ  « هميشه بهار » توسّطِ فرزندِ نخستِ وی ( مرحومِ علی اکبرِ صفایی ) در دهه ی 1330 چاپ شد . رییس اداره ی فرهنگ شهرستان ساوه (آموزش و پرورشِ زرند تابعِ ساوه بود . ) در تاریخِ 12 آذر 1334 در نامه ای خطاب به صفایی ، دیوانِ اشعارِ وی را « هدیهِ گرانبها » قلمداد کرده است . روزنامه ی اطلاعات ، در 24 مهر 1334 نیز با دریافتِ جلدِ اوّلِ کتاب دیوانِ اشعارِ صفایی ، وی را « از سخنورانِ خوش قریحه ، که اشعارِ سبکِ قدیم و شیوه ِ متأخّرین را در هم آمیخته ... » دانسته است . جلدِ دوّم کتابِ « همیشه بهار » حاج صفایی – که به دست این نگارنده ، ( محمد علی چراغی ) رسیده بیش از 190 قطعه شعر در قالب های قصیده و غزل و مثنوی و قطعه و مخمّس و مسدّس و مسمّّط با موضوعاتِ اخلاقی ، مذهبی ، اجتماعی، مدح ، مرثیه و نوحه های سینه زنی ، و اخوانیات ، و غزل را شامل می شود .   و   حاج سید حسن آقا مير محمدي ( از دانش آموختکانِ حوزه ) اهلِ زاویه می گفت : حاج صفایی، دم در مهمانخانه‌اش شعري را نوشته و نصب كرده بودكه بعضي از ابيات آن چنين است :

مهمان تازه واردم از درخوش آمدي   

پايت بنه به ديده و از در خوش آمدي

حُبّ كباب و قيمه و كوكو ببر زدل 

كاينجا پلونزاده ز مادر خوش آمدي

در مسلك صفايي دلداده، حقه نيست

جانا تو هم زحقه مزن پر، خوش آمدي

به گفته ی نوه ی دختریِ وی ، قاسم میر گلّو بیات ( دی 1389) ، کتابِ دیگرِ وی « غزلیات » است که یکی از فرزندانِ آن مرحوم ، مجموعِ اشعار او را با عنوانِ « چنته » گرد آورده  و چاپ ( یا تکثیر ) کرده است . غزلی از وی را می خوانیم :

ز چهره خوش بگشودی جمال ، به به به

دلم زِ دیدنت آمد به حال ، به به به

زِ جنسِ خاکی و این رنگ و رو ، تعالِ الله

تبارک الله از آن خطّ و خال ، به به به

چه وقت و ساعتِ خوش بود ، این چه روزِ سعید

که گشت کشفِ حجّ ، زان جمال ، به به به

به آن جمال و به آن خطّ و خال و نقش و نگار

خدایِ من نرساند زوال ، به به به

اگر به دیده ی من بنگرند ، اهلِ جهان

تویی میانِ صُوَر بیمثال ، به به به

نظر به قامتِ تو کردم و به دل گفتم :

کجاست سر دهد این اعتدال ، به به به

تفّألی به وصالت زدم ، خوش آمد فال

از این  تفّأل و این حسنِ فال ، به به به

بریز گل که دگر گشت وقتِ گلریزان

به شعر بین و مقال و کمال ، به به به

بیا دمی به کنارِ صفایی و خوش باش

بگو به عاشقِ شیرین مقال : به به به

 

+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 17:38 توسط محمد علی چراغی |

 

درگذشتگان شهرستان زرندیه در سال 1390

سرسلامتی : آز آغاز سال 1390 تنی چند از همشهری های زرندی درگذشتند و به رحمت ایزدی پیوستند. به بازماندگان آن مرحومان صمیمانه تسلیت می دهیم . ازدرگذشتِ کسانی که آگاه شدیم ، نامشان را ذکر می کنیم . خدایشان رحمت کناد   :

-  علی اصغر صفوی ( مامونیه ) در شب عید 1390 درگذشت .

- حاج اصغر آقا اقبالیون در اردیبهشت ماه 90 درگذشت .

- مشهدی احمد چراغی ( مرداد 1390 ) * از دوستان و عزیزانی که در آیین تشییع و ترحیم مرحوم مشهدی احمد چراغی عموی این جانبان ، محمد علی و محسن چراغی  حضور یافتند ، یا با پیام و تلفن ، اظهار همدردی کردند ، صمیمانه سپاسگزاری و حق شناسی می کنیم .

- بانو  قاری ، مادر آقایان قاری ( آقا رسول ، آقا یحیی و ... ) ( مرداد 1390 )

- مادر دوستمان مهندس جلیل کرمی ، اهل ویدر خرقان . خدایش بیامرزاد .

- حسین توکلیان ، از کارکنانِ زحمتکش آموزش و پرورش . ( شهریور 1390) .

- مادر بزرگ آقای مهندس علی ضیایی ( زاویه )

- علی سرخیل ، دانش آموخته ی فوق لیسانس علوم آزمایشگاهی ، فرزند مهندس عباس سرخیل ( پرندک )

- حجت‌الاسلام شیخ حسین اسلامی، نماینده ساوه و زرندیه صبح روز 12 شهریور 1390 در بیمارستان چمران تهران درگذشت .

- تقی رکوعی . خدایش رحمت کناد که از کارمندان زحمتکش شهرداری مامونیه بود .

- ماشاء الله قدم زن ( آذر 90 ) از کشاورزان زحمتکش قدیمی مامونیه .

- مرحوم صفر شکاری ، راننده تاکسی مامونیه ، که در سانحه ی خودرو درگذشت . 

- دانشجوی عزیز مهرداد چراغی .12 آذر 1390 ( 7 محرم ) در سانحه ی خودرو درگذشت .

از همه ی خویشان ، دوستان ، آشنایان ، و همه ی عزیزان و بزرگوارانی که در آیین تشییع و تدفین پیکر دانشجوی ازدست رفته ، وآیین های ترحیم حضور یافتند و یا با تلفن و پیامک و پست الکترونیکی ، یا اطلاعیه و دورنگار و پلاکارد ، به خانواده ی آن عزیز ، تسلیت دادند و همدردی کردند ، صمیمانه سپاسگزاری و حق شناسی می کنیم .

-اژدر ( مالک ) امیرجلالی ،  دانش آموخته ی علوم اجتماعی ، اهل امیرآباد زرند ، روز جمعه 25 آذر 1390 درگذشت ، به خانواده ی آن زنده یاد و ُفرزندان دکتر کتایون امیرجلالی ( دندانپزشک ) و دکتر پیمان امیر جلالی (ریاضیات ) صمیمانه تسلیت می دهیم .

 - مادر همسر آقای حاج وهب صفری ( تقلید آباد ) .صمیمانه تسلیت می دهیم .

- خواهر گرامی برادران یاوری ( بیابانی ) امیر آباد زرند . صمیمانه تسلیت می دهیم .

- حاج رضا عبدالعظیمی (دی 1390 ) از کاسبان مامونیه .صمیمانه تسلیت می دهیم .

- بانو بهجت تقدیری ، خواهر حاج اصغر تقدیری و همسر گرامی آقای محمد کارگر ( دی 1390 ) . صمیمانه تسلیت می دهیم .

- مرحوم زاهدی ( تقلید آباد ) که در سانحه ی خودرو درگذشت .صمیمانه تسلیت می دهیم .

از همه ی همشهری های عزیز که  از درگذشت عزیزانشان ، آگاه نشدیم و نامشان را فراموش کرده ایم صمیمانه پوزش طلب می کنیم .

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 11:48  توسط علی چراغی   |  یک نظر

 - به اقایان حاج علی و فضل الله هزاری وخانواده های محترم طاهری و شمس زرندی و قدمزن و هنربخش

در گذشت مرحومه حاجیه خانم عذرا طا هری مادر عزیزتان را تسلیت می دهیم .بنا به نوشته ی آقای ابراهیم نیکبخش ُ در وبلاگ« چه خبر از زرند » ایشان حدود۱۰۰ سال از خدا عمر گرفته ودارای۵فرزند ۲۷ نوه و۲۶ نتیجه و۲ نبیره بوده است .این مرحوم زنی بسیار با خدا و کم ازار و مهربان و  دوستدار خویشان بود . وی در روز ۲۰ بهمن سال ۱۳۹۰  در ساعت ۳صبح در کمال سلامت و تندرستی به علت کهولت سن جان به جان افرین تسلیم نمود و در جوار امامزاده سید منصور (س) طبق ارزوی دیرینه اش ارام گرفت .خدایش او را با فاطمه زهرا همنشین کناد . ۲۳ بهمن ۱۳۹۰

+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 13:21 توسط محمد علی چراغی |

 

ساوه در گذر زمان

( زرندیه – آوه – خرقان – نوبران )

خسرو امیر حسینی

انتشارات راز نهان

جاپ : اوّل 1390

شمارگان : 2000

43054398519816362909.jpg


..............................................

« ساوه در گذر زمان » عنوان کتابی ست در هفت فصل ، شامل جغرافیای طبیعیِ ساوه ، تاریخ ، فرهنگ و آداب و رسومِ مردمِ منطقه ی ساوه ، ایل و طوایف ، مشاهیر ،آثار باستانی و زیارتگاه ها ، اشتغال و صنایعِ منطقه ی ساوه .

مطالبِ کتاب ظاهراً پیش از انفکاکِ بخش های زرند و خرقان از ساوه ، تهیّه شده ، امّا پس از گذشتِ هشت سال از تشکیل شهرستانی به نامِ جعلیِ « زرندیه » ، آماده ی چاپ شده است و مؤلّف ، برای آن که کتاب را روزآمد جلوه دهد، از نامِ زرندیه و خرقان ، جداگانه یاد کرده است ؛ و این تناقضی ایجاد کرده است ؛ چرا که « زرندیه » شهرستانی جدا از ساوه است ؛ اگر مربوط به زمانی ست که به عنوان بخشی از ساوه بوده که نامِ « زرندیه » نداشته است و اگر مربوط به حال باشد که ربطی به ساوه ندارد . مؤلّف مطالب سودمندِ بسیاری در این کتاب گرد آورده و پژوهش پُر و پیمانی کرده است که « خدا قوّت دهاد » باید به وی گفت . شتابی در آماده سازی نهاییِ کتاب احساس می شود ؛ اشکالاتِ ویرایشی ، بازگو کننده ی چنین « شتابی » است .

خسرو امیر حسینی ، دانش آموخته ی علوم تربیتی ، و دانشجوی دکترای این رشته و مدرّس دانشگاه ، اهل « بند امیر » خرقان است . توفیق روز افزون وی را از خدای بزرگ خواهانیم .

 همشهری های زرندی و خرقانی ، کتابِ 400 صفحه ای« ساوه در گذر زمان » اثرِ خسرو امیر حسینی را ، می توانند در مامونیه ، ازفروشگاهِ نوشت افزار ایران ، پایین تر از بخشداری مرکزی ، به بهای 6000 تومان بخرند .

 

+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 14:0 توسط محمد علی چراغی |

نشریه

-    اولین شماره ماهنامه فرهنگی «  آسان تا آسمان »  به صاحب امتیازی و مدیر مسؤولی حجت الاسلام و المسلمین سید رضا کمالی و سر دبیری خانم میر احمدی در دیماه سال جاری منتشر شد. جامعه دانش آموختگان زرند مرکزی این اقدام ارزشمند را به دست اندرکاران آسان تا آسمان تبریک می گوید.

خبر ها : از رضا کاووسی .

 

+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 13:19 توسط محمد علی چراغی |

 

نشست چند تن از اعضای

جامعه ی دانش آموختگان زرند مرکزی

 
 
xhfdytosdotpjdwmikbc.jpg
 
 
 
z7uh8mtodityb2a963r.jpg
 
 
 برگزاری مجمع عمومی جامعه ی دانش آموختگان مرکزی در نخستین فرصت ، ارتباط با مسؤولان اداری شهرستان زرندیه ، معرفی فراگیر تر نخبگان و مفاخر شهرستان ، دعوت جدّی و سپردن کار های اجرایی علمی فرهنگی « جامعه » به جوانان دانش آموخته ، نشست های مرتّب هیأت مدیره ( دست کم ماهانه ) و نشست های بیشتر اعضا و هم اندیشی ، و ... از جمله نظرات و تأکید های اعضای هیأت مدیره ی « جامعه » در نشست روز آدینه 23 دی 1390 بود .
 

دبیر « جامعه » بر جدّیت اعضا بویژه هیأت مدیره ، مبنی بر نگارش مطلب و مقاله و خبر و پژوهش و اطلاع رسانی و ...  ، برای وبگاه ، تأکید کرد .

محمد علی چراغی افزود : وبگاه « دانشوران زرند » به گونه ای مستقیم در اختیار هیأت مدیره قرار دارد که خودشان مطلب در آن بگذارند ؛ و پس از مدتی  دیگر اعضا نیز بتوانند مستقیماً مطلب بگذارند .

تهیه ی بروشور معرفی شهرستان ، مفاخر و دانش آموختگان شهرستان ، از دیگر نظرات حاضران در نشست بود .

رضا کاووسی ،عضو هیأت مدیره ی جامعه ، تأکید کرد که مفاخر به جلسات جامعه دعوت شوند . جوانان دانش آموخته ، که وقت بیشتری نسبت به ما دارند ، و استعداد بالقوّه دارند ، به سایت جامعه از نظر به روز کردن کمک کنند ؛ کسانی که دکترا می گیرند ، مخصوصاً در رشته های  علوم انسانی ، آن ها را دعوت کنیم . در جلسه سخنرانی کنند ؛ از تجربیات شان سخن بگویند .

صفت الله مرزوقی هر یک از دوستان عضو «جامعه » و دانش آموختگان را در موفقیت «جامعه » یا نبود موفقیت ، سهیم دانست .وی با اشاره به تعبیر قرآن  که به « اسوه حسنه » توسّل جویید ، خاطر نشان کرد که پیامبر اکرم ( ص ) کارکسانی که یکسویه عمل می کردند ، تأیید نمی کرد ؛ و بعضی افراد را دشمن خودشان می دانست . رییس هیأت مدیره ی جامعه ، داشتن برنامه و نظم و ترتیب را لازمه ی پیشرفت دانست .

اسماعیل کاووسی ، دیگر عضو هیأت مدیره ی جامعه ، بر تقویت مالی جامعه تأکید کرد  تا بتواند ، فعالیت فرهنگی و اجتماعی قابلی کند .

ابوالفضل روزبهی، عضو دیگرهیأت مدیره ی جامعه ، بر انتشار مرتب نشریه ی چاپی « دانشوران زرند » و « به روز » بودن آن ، تاکید کرد .

ابراهیم نیکبخش ، بازرس جامعه ، بر حضور مرتب هیأت مدیره در شهرستان و در مامونیه تأکید کرد . بعضی کار های اقتصادی برای تأمین هزینه های جامعه ، نیز مورد توجّه هیأت مدیره جامعه ،؛ قرار گرفت .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 14:50 توسط محمد علی چراغی |

دانش آموزان پایه ی چهارم دبستان (مامونیه )

 در سال ۱۳۳۹

سه تن از اولیاء مدرسه از راست به چپ :

 آقای بهار پور ناظم- زنده یاد یوسف مروتی معلم - زنده یاد رضا ثنایی

مدیر مدرسه

خداوند درگذشتگان را رحمت کناد .

نام چند تن از دانش آموزان :

ردیف جلو از راست : قنبر صبری - خلجی - وظیفه دار - اسد الله تمجیدی - مسعود نامی - علی ارجمندی - محمد مکی - ؟ - عبد الله کمالی - لطف الله فرزانه - محمد توکلیان - مرتضی خیراب - مرتضی شاپسندی

ردیف بعدی از راست : ؟ - ؟ - علی روانبخش - ؟ - علیرضا کاووسی - حسین مبصری - ؟ - اسماعیل ریاحی -  ماشاءالله خیراب - ؟ - حسین قدیمی - صفت الله مرزوقی - واحد - قدرت الله صعودی - محمد حسن واحد - ؟ - ؟ - حسن شاطری - بخشعلی واحد - ؟ -  

اگر دوستان مامونیه ای نام کسانی را که نشانه ی پرسش به جای نامشان هست ، می شناسند، به ما معرفی کنند ، تا دو باره نام شان را در این جا بیاوریم .

ou5d1lvtxxs5knwmabr3.jpg
چند تن از دانش آموزان یادشده در بالا ُ درگذشته اند ِ خدایشان رحمت کناد : اسماعیل ریاحی - حسن شاطری .
***
در آن هنگام ، این بنده  ی کمترین ، محمد علی چراغی ، دانش آموز پایه ی سوم دبستان بودم . تصویر بالا در نشریه ی دانشوران زرند  پاییز ۱۳۸۷ چاپ شده است .
 
 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 11:11 توسط محمد علی چراغی |

 

فرهنگ عمومی

اشاره - حضور مردم در آیین هایی که به « خیر و شرّ » دیگران معروف است ، به جمله ها و عبارات گوناگون ممکن است تعبیر شود :به « تعصّب » ، به « رعایت آداب و رسوم » ، به « اعتقاد به ارزش ها »  ، به « حفظ ظاهر » به « تعلق خاطربه همشهریان یا همنوعان » و ... این حضور به هر نیتی که باشد ، ستودنی ست . یک نگاه اجمالی به این خصلت در میان مردم مامونیه و زرند ، خالی از لطف نیست :

خصلت عاطفی مردم داری

 و فرهنگ عمومی مردم مامونیه وشهرستان زرندیه

مردم و اهالی مامونیه ، در آیین های عمومی ، از حمله عروسی و بویژه در آیین های ترحیم ، فعّالانه  حضور می یابند و شرکت می کنند و این خصلت عاطفی ، بسیار ستودنی و قابل حق شناسی ست .

گاه در دومسجد بالا و پایین مامونیه  ،آیین ترحیم برگزار می شود ، و مردم کوشش می کنند که در هردو حضور یابند و به بازماندگان شخص مرحوم ، تسلیت بدهند و اظهار همدردی کنند .

اهالی مردم مامونیه ، امیر آباد زرند ، خورشیدآباد ، آسیابک ، خشکرود ، حسین آباد ، حتّی زاویه ، تقلیدآباد ، حکیم آباد ، قاسم آباد سلطان آباد ، که فاصله ی برخِ از آنها ، تا 15 – 16 کیلومتر است ، دو سویه در آیین های ترحیم اهالی شهر ها و روستاهای یکدیگر شرکت می کنند .

گاه در آیین های تشییع و ترحیم فرد خاصّی ، بخصوص اگرجوان باشد ، به گونه ای فراگیر و گسترده حضور می یابند . حتّی گاهی آیین ترحیم فردی از اهالی یا یکی از بستگان و منسوبان اهالی ، در تهران ، ساوه ، یا جای دیگر برگزار می شود ، باز هم افراد زرندی ، خود را موظّف می دانند که در آن آیین های شرکت کنند .

افراد به گونه هایی چند ، و از راه های گوناگون ، همدردی خود را با صاحبان عزا ، اعلام می کنند : از راه حضوردر آیین ها  ، با سبد و تاج گل ، پارچه نوشته ، تلفن ، پیامک ، ئی میل ، و ...

این خصلت پسندیده ، یعنی اظهار همدردی با مصیبت دیده ها ، در میان مردم مامونیه و شهر ها و روستا های شهرستان زرندیه ، بسیار قابل ستایش است و امید است هم تداوم یابد و هم به همه جا تسرّی یابد .

  

***


i1t6b4tixgmwket6hqs.jpg

در آیین های تشییع و تدفین و ترحیم دانشجوی جوان ، مهرداد چراغی ، که در سانحه ی خودرو درگذشت ،همه ی مردمِ حوزه ی شهری مامونیه و اهالی روستا های پیرامون ، و بعضاً شهر های دور (ساوه ، تهران ، قم و ... ) به شکل فراگیری حضور یافتند ؛به گونه ای که در نخستین آیین ترحیم ، انبوه جمعیت درمسجد صاحب الزّمان ع و حتّی خیابان حضور یافته بودند ، و جمع فراوانی از مردم در مسجد و خیابان سرپا ایستاده بودند . این خصلت عاطفی بسیار ارزشمند و قابل ستایش است .

بازماندگان و خانواده ی مهرداد چراغی   و جامعه ی دانش آموختگان زرند مرکزی ُ از همه ی  عزیزانی که در آیین های گوناگون مربوط به مهرداد شرکت کردند صمیمانه حق شناسی و سپاسگزاری می کند .

 
 
 
 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 17:43 توسط محمد علی چراغی |

 

 


 
jfxvdltg9nnin4nlhiba.jpg

معرفی نشریه

دانشوران زرند

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

دانشوران زرند عنوان نشریه ی ماهانه ی جامعه ی دانش آموختگان زرند مرکزی ست ، که از اردیبهشت سال 1382 - پس از صدور پروانه ی انتشار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - آغاز به انتشار کرده است .مدیر مسوول این نشریه محمد علی چراغی ست .این نشریه به موضوعات و مسایل علمی ، فرهنگی و اجتماعی دانش آموختگان و دانشجویان و همچنین شهرستان زرند مرکزی ( که به نام زرندیه معروف شده است ) می پردازد . 3 شهریور 1388

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 13:15 توسط محمد علی چراغی |

 

 

تحليلي تاريخي و زبان شناختي

نام « مامونیه » و « زرند »

بنويسيم «ماه‌منيه» mah – man - ye

 محمدعلي چراغي*

 اشاره: بحث بر سر معني و مفهوم و پيشينه‌ي تاريخي و زبان شناختي نام «زرند» و «مأمونيه» است. زرند نام منطقه‌اي در استان مركزي‌ست (به مساحت 278088 هكتار مربع) كه تا دي‌ماه 1381 به عنوان بخش شمالي شهرستان ساوه قلمداد مي‌شد و در اين تاريخ براساس مصوبه‌ي هيأت وزيران، همراه با بخش خرقان، از شهرستان ساوه منفك شدند و جمعاً شهرستاني را با عنوان «زرنديه» تشكيل دادند. (به مساحت 413135 هكتار مربع)

آن چه مسلم است اين كه واژه‌ي «زرند» به طور يقين، پارسي‌ست و واژه‌ي «مأمونيه» هم ـ اگر چه شكل و شمايل عربي دارد ـ در اصل پارسي بوده است. با اشاره به برخي مستندات و منابع و برخي برداشت‌ها و استنباط‌هاي زبان شناختي ، به پارسي بودن و پيشينه‌ي تاريخي هر دو نام، اشاره خواهد شد.

 

ko2f3rimg0sz4w30ctjw.jpg

دنباله مقاله را در صفحات پسین بخوانید


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 9:41 توسط محمد علی چراغی |